انسان و ارتباطات، سرمایه‌های پنهان عصر دیجیتال

نویسنده: معصومه قربانی

پژوهشگر علوم اجتماعی و ارتباطات

عضو هیئت مدیره اندیشکده فناوری عالی اطلاعات و ارتباطات ایرانیان

 

وقتی از سرمایه‌های یک کشور سخن می‌گوییم، اغلب ذهن‌ها به سمت منابع طبیعی، زیرساخت‌های صنعتی یا سرمایه‌های مالی می‌رود. اما در جهان امروز، که دیجیتالی شدن، همه عرصه‌های زندگی را دگرگون کرده است، دو سرمایه حیاتی بیش از هر زمان دیگری نقش‌آفرین شده‌اند: نیروی انسانی و ارتباطات.

 

نیروی انسانی در حقیقت قلب تپنده هر جامعه است؛ اما در عصر دیجیتال، این قلب تنها با جریان ارتباطات است که می‌تواند خون‌رسانی مؤثری داشته باشد. اگر ارتباطات و مصادیق ارتباطی در جامعه ضعیف باشد، حتی نیروی انسانی توانمند نیز مجال بروز و شکوفایی پیدا نمی‌کند و اگر نیروی انسانی آموزش‌دیده و انگیزه‌مند در اختیار نباشد، پیشرفته‌ترین ابزارهای ارتباطی هم به ابزاری بی‌روح بدل خواهند شد.

 

دیجیتالی شدن جهان و در ادامه سیر تحولات دیجیتال، تعاریف تازه‌ای از ماهیت‌های مختلف ارائه کرده‌اند؛ یکی از این تعاریف، «سرمایه» است. در جهان امروز، دیگر داشتن فناوری کافی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، توانایی انسان‌ها در استفاده، تولید و بازآفرینی این فناوری‌هاست. کشورهایی که بر نیروی انسانی خود سرمایه‌گذاری کرده‌اند، توانسته‌اند از دل همین سرمایه، فناوری بومی بسازند، صنایع نوین ایجاد کنند و حتی فرهنگ ارتباطی جدیدی در جهان بیافرینند.

 

ارتباطات نیز، که روزگاری صرفاً به معنای اولیه و بدیهی خود با ابزارهای اولیه ایفای نقش می‌کرد، حالا به شریان حیاتی جوامع بدل شده است. از دل همین شریان حیاتی، رسانه‌ها و شبکه‌های ارتباطی نیز با ماهیتی واحد و کاربری‌های متفاوت ایجاد شده‌اند. در شبکه‌های دیجیتال، ارتباطات تنها ابزار انتقال پیام نیستند؛ بلکه بستری مهم برای جریان‌سازی هستند. بستری که در آن بذرهای شکل‌گیری دانش، اعتماد، هم‌افزایی و حتی قدرت‌های سیاسی و اقتصادی می‌رویَد. به همین علت است که امروزه متخصصین و فعالین دنیای ارتباطات و رسانه معتقدند کشوری که شبکه ارتباطی کارآمد نداشته باشد، به ‌سرعت از چرخه رقابت جهانی کنار گذاشته می‌شود؛ همان‌طور که فردی بدون توانایی برقراری ارتباط، در محیط کار یا اجتماع به حاشیه رانده می‌شود.

 

نکته مهم اینجاست که نیروی انسانی و ارتباطات در عصر دیجیتال، به شکلی جدایی‌ناپذیر به هم پیوند خورده‌اند. انسانی که مهارت دیجیتال نداشته باشد، در برقراری ارتباط مدرن ناکام خواهد ماند و ارتباطاتی که بر پایه اعتماد و مناسبات انسانی شکل نگرفته باشند، هر چقدر هم که زیرساخت فناورانه داشته باشند، در نهایت شکننده خواهند بود. این پیوند، مسئولیت تازه‌ای بر دوش سیاست‌گذاران، دانشگاه‌ها، روشنفکران و نهادهای پژوهشی گذاشته است: ما نیازمند پرورش نسلی هستیم که هم مهارت‌های انسانی (مانند همکاری، هوش هیجانی، خلاقیت، حل مسئله) و هم سواد ارتباطی دیجیتال را هم‌زمان بیاموزد. این همان نقطه‌ای است که اندیشکده‌ها می‌توانند نقشی کلیدی ایفا کنند؛ جایی برای گفتگو، تولید اندیشه و طراحی راهبردهایی که میان انسان و فناوری، پلی پایدار بسازد.

 

در نگاه غالب پژوهشگران جامعه‌شناسی و ارتباطات و رسانه، بزرگ‌ترین خطری که می‌تواند کشورها را تهدید کند، صرفاً کمبود منابع مالی نیست؛ بلکه نادیده گرفتن سرمایه انسانی و کیفیت ارتباطات هم تهدید مهمی محسوب می‌شود. اگر جوانان ما احساس نکنند که در جامعه شنیده می‌شوند، اگر کارکنان سازمان‌ها احساس نکنند که در شبکه ارتباطی عادلانه و شفاف قرار دارند، هیچ برنامه توسعه‌ای به سرانجام نخواهد رسید. از همین روست که باید در کنار توسعه فناوری‌های نوین، به بازتعریف رابطه میان انسان و ارتباطات بیندیشیم. ما نیازمند فرهنگی هستیم که ارزش و کیفیت گفتگو را بالا ببرد، به کار تیمی بها بدهد، توانایی نقد سازنده را آموزش دهد و از همه مهم‌تر، به انسان‌ها یادآوری کند که در عصر دیجیتال، هر کلمه، هر تصویر و هر پیام می‌تواند سرنوشت یک فرد یا حتی یک ملت را تغییر دهد.

 

امروز بیش از هر زمان دیگری، باید این جمله را به یاد داشته باشیم: سرمایه واقعی کشورها، انسان‌ها هستند و سرمایه واقعی انسان‌ها، توانایی ارتباط مؤثر با یکدیگر است. این همان باوری است که اندیشکده فناوری عالی اطلاعات و ارتباطات بر آن استوار است؛ با نگاهی انسانی به فناوری و با رویکردی ارتباط‌محور به آینده.