نویسنده: حسین قریب گرکانی، تحلیلگر اقتصاد دیجیتال
در قرن بیستم، نفت محور اصلی قدرت اقتصادی و سیاسی کشورها بود. هر کشوری که به منابع عظیم نفت دسترسی داشت، از مزیت ژئوپلیتیک، ثروت و نفوذ برخوردار میشد. اما در قرن بیستویکم، این نقش به تدریج به منبعی نامرئی اما بسیار قدرتمند منتقل شده است: داده. امروز و در قرن بیستویکم، دیگر طلا و نفت تنها معیار ثروت نیستند؛ بلکه آنچه موتور اصلی اقتصاد دیجیتال را به حرکت درمیآورَد، جریان بیوقفهی دادههایی است که میلیاردها انسان هر روز تولید میکنند.
از دید اقتصاددانان، داده به مهمترین دارایی نامشهود شرکتهای بزرگ فناوری تبدیل شده است. طبق گزارشهای OECD (سازمان همکاری و توسعه اقتصادی؛ مرجع سیاستگذاری اقتصاد دیجیتال برای کشورهای توسعهیافته)، بخش قابلتوجهی از ارزش شرکتهای دیجیتال نه از طریق کالاهای فیزیکی، بلکه از طریق انباشت، تحلیل و بهرهبرداری از دادههای کاربران ایجاد میشود. پلتفرمهایی که خدمات خود را «رایگان» ارائه میدهند، در واقع هزینه را به شکل دیگری دریافت میکنند: دریافت دادههای رفتاری، علایق، موقعیت مکانی، الگوهای مصرف و حتی احساسات کاربران!
در این ساختار جدید، کاربران «منبع استخراج» محسوب میشوند. همانطور که در اقتصاد صنعتی، نفت خام استخراج و پالایش میشد، در اقتصاد دیجیتال نیز رفتار انسان، استخراج و در قالب الگوریتمها پالایش میشود. به تعبیر Shoshana Zuboff (استاد دانشگاه هاروارد و بنیانگذار نظریه «سرمایهداری نظارتی»)، ما با پدیدهای به نام «سرمایهداری نظارتی» روبرو هستیم؛ نظامی که در آن رفتار انسان به مادهی خام تولید سود تبدیل شده است. هر کلیک، هر مکث روی یک ویدئو، هر جستجو و حتی هر حرکت انگشت روی صفحهی موبایل، به دادهای تبدیل میشود که ارزش اقتصادی دارد.
ارزش مالی دادهها بسیار فراتر از آن چیزی است که به طور عمومی تصور میشود. برآوردها نشان میدهند که هر کاربر شبکههای اجتماعی، سالانه دهها تا صدها دلار فقط از محل دادههای رفتاری برای پلتفرمها ایجاد ارزش میکند. این عدد در کشورهای توسعهیافته به مراتب بالاتر است، زیرا دادهها دقیقتر، قابل تحلیلتر و تجاریسازیپذیرتر هستند. در نتیجه، ثروتی عظیم بدون پرداخت مستقیم به تولیدکنندگان اصلی آن، یعنی کاربران، در اختیار شرکتها انباشته میشود.
اما اهمیت داده فقط به سودآوری شرکتها محدود نمیشود. داده به تدریج به یکی از اصلیترین ابزارهای قدرت سیاسی و ژئوپلیتیک نیز تبدیل شده است. دولتها با دسترسی به دادههای گستردهی شهروندان و زیرساختهای دیجیتال، میتوانند الگوهای رفتاری جامعه را تحلیل، پیشبینی و حتی هدایت کنند. بر اساس گزارش World Economic Forum (مجمع جهانی اقتصاد؛ مرجع تحلیلهای کلان اقتصاد و فناوری در سطح جهان)، داده امروز در کنار انرژی، سرمایههای مالی و فناوریهای پیشرفته، به یکی از ارکان اصلی قدرت در نظام بینالملل تبدیل شده است. رقابت کشورها بر سر هوش مصنوعی، پردازش کلانداده و زیرساختهای دیجیتال، شکل جدیدی از رقابتهای ژئوپلیتیک را رقم زده است.

در بعد اجتماعی، اقتصاد داده پیامدهای پیچیدهای به همراه داشته است. از یک سو، شخصیسازی خدمات، افزایش بهرهوری، رشد اقتصاد پلتفرمی و خلق مشاغل جدید از نتایج مثبت آن به شمار میرود. از سوی دیگر، تضعیف حریم خصوصی، نظارت دائمی، شکلگیری حبابهای اطلاعاتی و دستکاری افکار عمومی، از چالشهای جدی این نظم و الگوریتم نوین است. امروزه بسیاری از تصمیمهایی که کاربران در فضای آنلاین میگیرند، نتیجهی طراحی الگوریتمهایی است که با هدف افزایش زمان ماندگاری، خرید بیشتر و وابستگی روانی ساخته شدهاند.
مسئلهی مهم دیگر، نابرابری دادهای است. همانطور که در گذشته، شکاف نفتی میان کشورها وجود داشت، امروز نیز شکاف دادهای در حال شکلگیری است. کشورهایی که زیرساختهای دیجیتال، پلتفرمهای بومی قدرتمند و نظامهای تحلیل داده پیشرفته دارند، به سرعت در حال انباشت ثروتهای دیجیتال هستند؛ در حالی که بسیاری از کشورهای در حال توسعه، صرفاً به مصرفکنندگان دادهمحور تبدیل شدهاند. این شکاف، در آینده میتواند به شکاف عمیقتری در ثروت، قدرت و حتی امنیت ملی بین کشورها منجر شود.

در نهایت، میتوان گفت که منبعی به نام داده، ترکیبی از ثروت، قدرت، کنترل و آیندهسازی است. همانطور که کشورها در قرن بیستم برای دسترسی به نفت وارد جنگ و رقابت میشدند، امروز نیز نبرد اصلی قرن بیستویکم بر سر مالکیت داده، کنترل زیرساختهای دیجیتال و تسلط بر الگوریتمها شکل گرفته است. در چنین جهانی، کشوری، سازمانی یا حتی فردی که مالک داده نباشد و نتواند آن را تحلیل کند، به تدریج از معادلات قدرت و ثروت حذف خواهد شد. به بیانی سادهتر، اگر در قرن گذشته «نفت» موتور توسعه بود، در قرن حاضر این دادهها هستند که مسیر اقتصاد، سیاست و حتی سبک زندگی بشر را تعیین میکنند؛ منبعی خاموش، نامرئی اما تعیینکنندهتر از هر زمان دیگر!